اداره سلامت و خدمات انسانی ایالات متحده آمریکا، خشونت را اصلیترین مشکل زنان طی دهه گذشته اعلام نموده و تحقیقات جدید نیز حکایت از سیر صعودی این معضل دارد. آمارهای ارائه شده ذیل، ابعاد این مسئله را بهتر روشن میکند: خشونت درون جامعه آمریکا، بارزترین و اصلیترین عامل آسیبرسانی به زنان آمریکایی است: رشد روزافزون تجاوز به عنف، خشونتهای تبهکاران، قتل و تصادفات، نمونههایی از آنهاست.
· از هر هفت زن آمریکایی، یک نفر در طول حیات مورد تجاوز واقع میشود.
· هر دو دقیقه، یک زن در آمریکا مورد تجاوز قرار میگیرد.
· هر نه ثانیه، یک زن در آمریکا صدمه جسمی و بدنی میبیند.
· بر اساس اطلاعات و گزارشهای موجود، یک سوم زنان آمریکا در مقطعی از زندگی، به دست شوهر یا دوستپسرهایشان آسیب بدنی دیده و یا مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتهاند.
· سی درصد زنان مقتول در ایالات متحده به دست همسر، همسران پیشین و یا دوستپسرهایشان کشته میشوند.
شاید نتوان توصیف ساده و گویایی از تناوب جنایات خشونتآمیز علیه زنان بیان نمود ولی آنچه مطرح است، این است که یکی از عوامل احتمالی تعیینکننده در این زمینه، نحوه حضور زنان در رسانههاست. زنان غالباً به عنوان قربانیان خشونت و آماج تجاوزهای جنسی در رسانهها مطرح شدهاند.
محققان به این نتیجه رسیدهاند که این گونه تصویر نمودن زنان در رسانهها تأثیر [منفی] در طرز تلقی و رفتار جامعه نسبت به زنان خواهد داشت. از آنجا که محتوای فیلمها، تلویزیون، موسیقی، موسیقیهای تلویزیونی و بازیهای کامپیوتری، به لحاظ تصویر نمودن زنان به عنوان یک وسیله ارضای غریزه جنسی، نمایش خشونت و نیز روابط جنسی توأم با خشونت، باعث خفت زنان شده است، همواره مورد انتقاد و سرزنش بودهاند.تحقیقات عملی چهل و چند ساله محققان، آنها را به این نتیجه رسانده است که خشونتهای نمایش داده شده در رسانهها، در شکلگیری واکنشها و رفتارهای خشونتآمیز، دخالت مستقیم داشته است. شواهد بسیاری در دست است که تلقی منفی از زنان در نمایشهای [رسانهای]، بر زندگی روزمره آنها سایه میافکند.تحقیقات صورت گرفته بر روی خشونتهای به نمایش درآمده بر پرده سینما یا صفحه تلویزیون، نشان داده است که بعد از دیدن دو فیلم از فیلمهایی که دارای مضامین خشن و تحقیرآمیز جنسی است، احساسات عاطفی فرد کور میشود. همچنین مطالعات صورت گرفته نشان داده است، مردانی که شاهد صحنههای خشن و توهینآمیز جنبههای جنسی زنان بودهاند، نسبت به این قربانیان خشونت، بسیار کمتر عواطف خود را ظاهر میسازند. برخی مستهجننگاری را چیزی نمیدانند مگر وسیلهای برای رسیدن به یک هدف و آن نمایش تصویر زنان در وضعیت و حالتی توهینآمیز است. مطالعات دامنهدار سال ۱۹۸۸، از استفاده دائمی ۸۶ درصد مرتکبین تجاوز جنسی از مستهجن نگاشتهها و ۵۷ درصد آنها از الگوگیری از صحنههای مستهجن در ارتکاب
فرضیه های تحقیق
1-بین نحوه فرزند پروری فرد و نگرش او به حجاب رابطه وجود دارد.
فرض بر این است که هرچه خانواده فرد دموکراتیک تر باشد، فرد نگرش مثبتی نسبت به حجاب دارد.
از ويژگيهاي خانوادههايي كه شيوه تربيت دموكراتيك را اعمال ميكنند اين است كه، اجازه انجام رفتار
مستقل را به فرزندان خود ميدهند و والدين سعي ميكنند كه تصميمات، در نهايت به طريقي منطقي و نه
تحميلي، گرفته شود. در اين شيوه تربيتي، چون فرزندان با اختيار خود حجاب را انتخاب ميكنند، پس نگرش
مثبتي هم به حجاب دارند.
2- بین سرمایه فرهنگی خانواده فرد و نگرش او نسبت به حجاب رابطه وجود دارد .
فرض براین است که هرچه سرمایه فرهنگی خانواده فرد بالاتر باشد، فرد نگرش مثبتی نسبت به حجاب دارد.
يكي از ويژگيهاي خانوادهاي كه واجد سرمايهفرهنگي بالا است، دسترسي آسانتر به كالاهاي فرهنگي و
ميل بيشتر به استفاده از اين كالاها است. الگوي تربيتي اين نوع از والدين به شيوه تربيتي دموكراتيك
نزديكتر است. پس احتمال اين ميرود كه نگرش افرادي با اين نوع والدين، نسبت به حجاب مثبت
است.
3- بین تجربه گذشته فرد از رعایت حجاب و نگرش او نسبت به حجاب رابطه وجود دارد .
فرض بر این است که هر قدر فرد در گذشته برای رعایت حجاب، تحت فشار قرار گرفته باشد، میزان گرایش
او به رعایت حجاب بیشتر است و نگرش مثبتی به حجاب دارد.
يكي از عواملي كه باعث ميشود انگيزه رفتار خاصي و يا پذيرش هنجار و ارزش ويژهاي، ايجاد شود، مقدار
پاداش و يا مجازاتي است كه در صورت انجام و يا عدم انجام آن رفتار در نظر گرفته شده است. به نظر،
انسانها هر كاري را كه در گذشته از آن پاداش ديده باشند، تكرار ميكنند و از دست زدن به كاري كه از آن
پاداشي دريافت نكرده باشند، امتناع ميورزند. به عبارت ديگر، هر چه نتيجه يك كنش براي شخص
باارزشتر باشد، احتمال بيشتري دارد كه همان كنش را دوباره تكرار كند.(ريتزر، 1374، ص 423)
پس هر چه شخص در رابطه با رعايت پوشش، در گذشته خود، پاداش بيشتري دريافت كرده باشد در آينده
نيز نگرش مثبتي به حجاب خواهد داشت.
چکیده:
دراین تحقیق سعی شده است که به این سوال پاسخ داده شود که عوامل مرتبط با نگرش دانشجویان دختر نسبت به حجاب چیست ؟ به تناسب موضوع چند عامل مورد بررسی قرار می گیرد .جامعه آماری دراین تحقیق تعداد 254 نفر از دانشجویان دختر سال اول ،دوم ،سوم ،چهارم رشته علوم اجتماعی گرایش تعاون ورفاه و پژوهشگری دوره تحصیلی روزانه وشبانه دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی بودند که درنیمه اول سال تحصیلی 86-85 در این دانشکده مشغول به تحصیل بودند .در این تحقیق از روش پیمایشی و تکنیک پرسش نامه استفاده شده است . افراد نمونه از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب به تعداد 120 نفر انتخاب شده اند .
نتایجی که از این تحقیق به دست آمده به شرح زیر است :
1-بین تجربه گذشته فرد از رعایت حجاب و نگرش او نسبت به حجاب رابطه ای وجود ندارد .
2-بین نحوه فرزند پروری (نوع خانواده فرد ) و نگرش او نسبت به حجاب رابطه ای وجود ندارد .
3-بین سرمایه فرهنگی خانواده فرد و نگرش او نسبت به حجاب رابطه ای وجود ندارد .
مقدمه
با مشاهده کنشهای روزمره افراد و گروههای اجتماعی، به رغم وجود رفتارهای مشابه و مشترک، هميشه شاهد رفتارهای منحصر به فردي نيز هستیم. البته افراد نسبت به برخی پدیده ها، اشیاء و موضوعات و افکار ابراز علاقمندی و نسبت به برخی ابراز تنفر می کنند. کنش ها و رفتارهای مشترک و متفاوت آنها بیانگر نگرش های مشترک و متفاوتی است که افراد واجد آن می باشند. گرچه نگرش های افراد را نمیتوان همانند رفتارها مشاهده نمود، ولی وجود آن را از روی رفتار اشخاص در موقعیت های گوناگون و در درون روابط اجتماعی می توان استنباط کرد. از طریق مطالعه نگرش های گروههای گوناگون اجتماعی می توان اولاً آگاهی و بینش های این گروهها را نسبت به موضوع مورد سنجش دریافت نمود، ثانیاً می توان عقاید نسبتاً ثابت و ریشه دار را از عقاید زودگذر باز شناخت و شدّت و ضعف گسترده و سوگیری نگرش ها را مورد شناسایی قرار داد، چرا که اساساً نگرشها راهنمای عمل هستند و فرد بدون داشتن نگرشهای راهنما، سردرگم و پریشان می شود. معانی و ادلّه رفتارهای نوع بشر در نگرش های وی مندرج است. برای فهم رفتارهای گروههای اجتماعی مطالعه نگرش هایشان ضروری است و به منظور درک علایق و انگیزه ها و رغبت این گروهها، باید از مطالعه نگرشها آغاز نمود. به منظور پیش بینی رفتار نیز مطالعه نگرش های آنها اهمیت بسزایی دارد.
نقد کتاب تجدد از نگاهی دیگر (نوشته دکتر حسین کچویان )
1- توضیح محتوای کتاب
بنا به گفته مولف ،تالیف این کتاب دو هدف عمده را دنبال می کرده است . هدف اول معرفی و شناخت دیدگاهی جدید در باب ماهیت تجدد است .
هدف دیگر این اثر آشنایی با متفکری است که به رغم اهمیت گسترده و عمق اندیشه هایش ،پیش از این در ایران نامی از وی برده نشده و مغفول مانده است . این کتاب سعی می کند رووس دیدگاه های اریک وگلین در مورد تجدد و نقد بیرونی وی از آن را بازگو کند .
نقد وگلین مثلا نظیر نقد متفکرین مکتب فرانکفورت مثل هابرماس به دنبال تحقق کامل طرح روشنگری نیست . نقد او حتی نظیر نقد مارکس نیست که علبرغم ماهیت ویرانگرش کاملا در درون نظریه تجدد جای می گیرد .
در کل باید گفت حاصل نقد او هم عرض سایر مکاتب علمی ،روش شناسانه و نظری در درون منظومه تفکر تجدد قرار نمی گیرد . نقد او از منظری خارج از این چارچوب انجام می شود . حاصل نقادی او نبز از بنیان چیزی متفاوت با تجدد است و از آن در می گذرد .
مفاهیم انحطاط و بحران عمیق مفاهیم محوری در اندیشه اریک وگلین است . چاره خروج از بحران و انحطاط غرب جز با خروج از تجدد ممکن نیست اما این انحطاط صرفا فساد در اخلاق و یا بحرانی در قلمرو اقتصاد و سیاست به معنای معمول ان نیز نمی باشد.
نکته مهم و جالب در اندیشه های او این است که وی دقیقا همان چیزهایی را که تجدد بزرگترین دستلورد خویش می داند – یعنی تفکر و علم – غرقاب در گرداب و انحطاط می بیند. وی از فقدان تفکر ،غیاب تامل و هبوط کامل اندیشه در غرب سخن می گوید .
وگلین از منظری متفاوت با نقادان دیگر به نظریه و علوم تجددی نگاه می کند . او جریان ها و مکاتب مختلف علوم اجتماعی و انسانی را با وجود تمامی نزاع ها و مجادلات معرفت شناختی و روش شناختی صورتی واحد می یابند . به نظر وی این جریان های فکری و نظری طیف واحدی را در تفکر تجدد می سازند . همه این جریان ها و دیدگاه ها از دید وگلین به نحوی در پوشاندن واقعیت اشتراک دارند . آنها علیرغم تمایزات موجود ،در بنیان واحدی به وحدت می رسند و نزاع هایشان صورت نزاع های درونی یک مکتب واحد را پیدا می کند .... وی تجدد را نه صورتی نوین ،بلکه صورتی تازه از نگاهی کهنه به انسان ، جامعه ،تاریخ و خدا تلقی می کند . دقیقا به واسطه همین نگاه جامع و عمیق است که نقد وی به ان چه دیگر نقادی ها بدان ختم شده ،یعنی به نظریه ای دیگر در درون نظریه تجدد ،بدل نمی گردد.
وگلین طرح کلی خود را تحت عنوان اعاده مطرح می کند "از دید وگلین انحطاط علم از آن جایی آغاز گردید که پیشروان تجدد طرح و بحث از اصول و مقدمات پایه ای وجود شناختی را تحت عنوان مقابله با متافیزیک از علم بیرون گذاشتند . محدود کردن دایره علم به علم صور حسی و کنار گذاشتن متافیزیک در صورت اصیل آن ،امکان جا به جایی واقعیت جعلی به جای واقعیت اصیل را فراهم می آورد "
وی هشدار می دهد منظور او از اعاده بازگشت به ارای افلاطون و ارسطو و اقوالشان نیست چرا که اعاده و احیای علوم اجتماعی در عصر حاضر از این طریق ممکن نیست ،چون انسان موجودی تاریخی است . همین واقعیت مانع از صورت بندی مجدد اصول از طریق بازگشت به صورت های خاص پیشین می گردد.
اعاده و یا احیای علوم اجتماعی به معنای نظریه پردازی مجدد بر پایه واقعیت های حاضر و بر اساس الگوهای تجربه شده قبلی و مبتنی بر روح و فهم آنها از علم و وجود می باشد.
وگلین انواع مختلف تجربیات تاریخی را مطرح کرده ولی از یک منظرهستی شناسانه که بخشی از آن به هستی انسانی وبخشی به تجلیات باطن آدم راه مییابد سه مرحله از گونه های مختلف معنا یا صورت های تاریخی را معرفی کرده است.به تعبیر او یک مرحله همان مرحله ای است که بعنوان هستی اسطورهای می شناسیم و در این مرحله نوع تجربه انسان از وجود آدم اجمالی وبسط نیافته است .انسان در این مرحله بخش مادی ،فیزیکی ومتعالی اش از هم جدا نشده وحتی خدایان در کنار او زندگی می کنند.
مر حله دوم در دیدگاه وگلین ، مرحله هستی متا فیزیکی است.مهمترین مرحله ، مرحله دوم ومرحله ای از ظهورات هستی است که محصول تاریخی آن مر بوط به دو هزار سال پیش است . روش شناسی این متفکررجوع به نمادهای است که در هر دوره تاریخی ظاهر میشود .به نظر او معرف تجربه ،وجود نمادها وسمبلهایی است که در قالب اندیشه های مختلف ظاهر می شود.
او دلیل اهمیت مر حله سوم را د راین می داند که مفاهیمی مثل نفس وروح وعقل در تفکرات بشر ظاهرمی شود واین دوره راظهور ادیان بزرگ ، امپراتوری های بزرگ وفلاسفه بزرگ معرفی میکند.
از نظر این متفکر ،تجدد با ظهور فلسفه ها یا جریانات اجتماعی که ما تحت عنوان غنوسیه می شنا سیم آغاز میشود.
از نظر فلسفی وجامعه شناختی تجدد تداوم جریان غنوسیه در صورت های متفاوت است.در واقع به عقیده وگلین، حاصل تجربه تاریخی خاص که در این تمدن ها وادیان مختلف ظهور یافت ،یک اضطراب وجود شناسانه بود .به این دلیل که در پی این تحول انسان فهمید هستی برزخی ومتعالی دارد وصرفا محدود به بعد مادی وفیزیکی نیست .